قبلتر همیشه صفحه ارسال نوشته را باز میکردم، و بدون اینکه پیشاپیش روی موضوع نوشته، فکر کرده باشم، شروع به نوشتن حرفهایی که در ذهنام بود، میکردم. حادثه ای که میتوانست پیش بیاید این بود که نوشته ارسال نمیشد یا پاک میشد. ولی حال چه شد؟ و دلیل غیبت چند روزه ام چه بود؟ موضوع این است که: مشکل جدی برای ویندوز پیش آمده بود، و باعث از کار افتادناش شده بود. بهخاطر اینکه افراد زیادی با این کامپیوتر که من استفاده میکنم، کار میکنند، نوشته ها و فایل هایم را secure data کرده بودم! و اینکار باعث شد که با ویندوز های دیگر هم، امکان انتقال اطلاعات وجود نداشته باشد! و خلاصه اینکه پارتیشن ویندوز (به همراه تمام نوشته هایم) پاک شود! درباره روزنامه نگاری که از طبقه سرمایهدار برخواسته (به خدمت طبقهی ستمدیده در نمیآیند) و در خفا (یا آشکار) جانب سرمایهداری را میگیرد، و آرزومند حفظ نظام موجود اجتماعی است. نوشته بودم. درباره سوسیالیسم و همچنین نئولیبرالیسم نیز نوشته بودم. به همراه نوشته هایی که برای شروع بحث هایی جدی در انجمن ها (فـُرم forum) -و یا برای ارسال در وبلاگ هایم- آماده کرده بودم، و ترجمه ی بعضی نوشته ها، همگی پاک شد. از این پس به همان شکل پیشین به نوشتن ادامه خواهم داد.
...
بگذار دهان های خود را پـُـر نکنیم
از این همه نـام های فریبنده،
این همه تـشـریـفـات کسالت بار،
این همه نـامـه هـای پرشکوه،
این همه مـــال مـــن و مــال تــو
این همه امـضــا کـردن ها.
...
let us not fill our mouths ...
,with so many faltering names
,with so many sad formalities
,with so many pompous letters
,with so much of yours and mine
... .with so much signing of papers
پابلو نرودا
Pablo Neruda
مورسو روکانتن
زیر نویس :
- «صدا و سیمای بعد از افطاری» هم باز شروع به کار کرد، به یاد حرف های مسعود اوحدی، همان برنامههای رفع تكلیف برای سازندگان (که حتا سفارش دهندگان و تهیهكنندگان آنها هم اهمیت چندانی برایشان قایل نیستند) که نشان دهندهی بی توجهی كامل به واقعیات ملموس زندگی مردم و برداشتی سطحی از مسایل اعتقادی آنهاست، و باز همان.